نوشته‌ها

این‌روزها کسی که در دانشگاه‌های کشور یک عنوان از دروس ریاضی را تدریس کرده باشد، متوجه می‌گردد که چقدر دانش‌آموزانی که وارد دانشگاه می‌شوند، در این درس ضعیف هستند و از فهم و تجزیه تحلیلِ ساده‌ترین مفاهیم ریاضی عاجز می‌باشند. تمامی اساتید دانشگاه در سراسر کشور به جز چند دانشگاه خوب در ایران که نیاز به نامبردن آنها نیست، درگیر این مسئله شده‌اند. دانش‌آموزان نکته و فرمول بلد هستند اما نمی‌دانند که این فرمول‌ها و نکات را در کجا باید استفاده کنند. خلاصه وضعیت قرمز است، خصوصا وضعیت آموزش ریاضی و سطح کیفی دانش‌آموزان. البته سطح کمی نیز نشان دهنده انقراض دانش‌آموزان ریاضی در آینده‌ای نه چندان دور می‌باشد. اما در این نوشتار کوتاه قصد بررسی سطح کمی دانش‌آموزان را نداریم و تنها می‌خواهیم مسائل کیفی را با توجه به تجربیات اندک خود بررسی کنیم.

به عقیده بنده یکی از مقصرین در این وضعیت، معلم‌های عزیزمان هستند. اما چطور؟ معلمی که از هشت صبح شنبه تا هفت عصر پنج‌شنبه مدام کلاس‌های مختلف را برگزار می‌کند قطعاً نمی‌تواند در بین کلاس‌هایش مطالعه داشته باشد و به احتمال بسیار زیاد، روز جمعه نیز به استراحت و گذراندن وقت با خانواده می‌پردازد. به نظر بنده این شخص معلم نیست، تنها ماشینی است که تعدادی فرمول و مثال به حافظه سپرده و در کلاس‌هایش تنها این فرمول‌ها را بیان می‌کند. در سی سال خدمتش همین روال را دنبال می‌کند. آخرین کتابی که در عمرش خوانده و ورق زده را چه در حوزه تخصصی خود و چه در سایر حوزه‌ها، به یاد نمی‌آورد. همین معلمین بزرگ‌ترین خیانت را به دانش‌آموز کرده و آنها را با کتاب‌های ریاضی غریبه نگه می‌دارند و در طول سال تنها با بیان مطالب از یک جزوه پوسیده یا از ذهن خود یا در بهترین حالات از کتاب‌های سراسر افتضاح کمک درسی، به دانش‌آموزان یاد می‌دهند که کتاب نخوانید. تنها جزوهٔ ما را بخوانید و بهترین نمره را به دست آورید. در پایان سال کتاب‌های ریاضی دانش‌آموزان حتی یک بار هم ورق نخورده است و دست نخورده باقی مانده. به نظر شما آیا چنین افرادی را می‌توانیم یک معلم خوب و موفق بنامیم؟

مجدد عرض می‌کنم که به عقیده بنده این افراد تنها یک ماشین هستند و بکاربردن لفظ معلم در مورد این افراد، کاری است نادرست. معلم باید در طول خدمت و سال‌های تدریس، مدام و مرتب خود را از هر لحاظ ارتقاء دهد و بسازد و اطلاعاتش را به‌روز کند. شخصی که در زندگی شخصی خود هیچ تغییر مثبت و سازنده‌ای نمی‌تواند ایجاد کند، چگونه می‌تواند تاثیرگذار باشد؟ چگونه می‌تواند به دانش‌آموزان برای پیشرفت و موفقیت انگیزه دهد؟ یکی از مهمترین ارکان در آموزش و پرورش، معلم با اخلاق و باسواد است. یاد نوشته‌ای که مرحومه میرزاخانی در مصاحبه‌ایی که بعد از دریافت مدال فیلدز با یکی از انتشاراتی‌های داخل کشور داشته بودند می‌افتم، ایشان می‌فرمودند که سال اول دبیرستان معلم ریاضی مدام به من سرکوفت می‌زدند و سعی داشتند به من بقبولانند که من در ریاضی هیچ چیزی نمی‌شوم. اما همین که وارد سال دوم دبیرستان شدم دقیقا داستان دیگری برایم پیش آمد. معلم بنده را باور کرد و بیش از پیش من را تشویق می‌نمود و سواد تدریس بیشتری داشت. این شد که از همین سال مسیر زندگی من به عنوان یک ریاضی‌دان تغییر کرد و امروز به این مدال با ارزش دست یافتم (البته بنده امیدوارم شرایط طوری تغییر یابد که خروج نخبگان از کشور به صفر برسد که متاسفانه این خروج به گفته برخی از کارشناسان تقریبا 300 برابر جنگ ایران و عراق تا امروز به کشور لطمه اقتصادی زده است، جوانانی که در بطن جامعه ما پرورش می‌یابند و هنگامه اثرگذاری‌شان که می‌رسد از کشور خارج می‌شوند، جای بسی تاسف است).

جالب است که یک تجربه خودم را نیز از حضور در یکی از دبیرستان‌های نمونه دولتی در کرج بیان کنم. سال دوم دانشجویی در دوران دکتری به اصرار یکی از همکلاسی‌های خود که ایشان معلم این مدرسه بودند برای تدریس درس کامپیوتر به این مدرسه دعوت شدم (لازم به ذکر است که بنده اندکی نیز اطلاعاتی راجع به کامپیوتر دارم و چون نتوانسته بودند شخصی را برای این درس بیابند، این توفیق نصیب یک استاد ریاضی یعنی بنده شد). وارد مدرسه شدم و علی‌رغم اینکه این مدرسه، یک مدرسه نمونه دولتی بود وقتی که با معلمین ریاضی این مجموعه آشنا شدم و تا حدودی متوجه سبک و روش تدریس و برخوردشان با دانش‌آموز گردیدم، فهمیدم که به جز یکی از آنها، سه معلم ریاضی دیگر روی هم، یک معلم هم حساب نمی‌شدند. هر کدام از این افراد برای درس مربوط به خود جزوه‌ایی تهیه کرده بودند و اسم خود را با رنگی مخصوص به خود روی این جزوه نوشته و خلاصه انگار می‌کردند که این جزوه بهترین مجموعه برای این درس در سرتاسر ایران است. در طول ترم و سال هم تنها بخش کمی از جزوه را تدریس و بخش اعظم آن را در کلاس‌های خصوصی تدریس می‌نمودند. در طول یک سالی که بنده در این مدرسه حضور داشتم، آنقدر غصه خوردم و رفتارهای عجیب دیدم که حد ندارد. فقط یک مشت فرمول و نکته بی‌سروته را به خورد دانش‌آموزان که براستی آینده مملکت دست اینهاست، می‌دادند و بیشتر تبلیغات‌شان را برای کلاس‌های خصوصی در منزل انجام می‌دادند. اگر هم به ایشان می‌گفتید که چرا در کلاس درس نمی‌دهید، می‌فرمودند که در کلاس نمی‌شود همه چیز را گفت!!! باز هم عرض می‌کنم که این قسم از معلمین بزرگترین ضربه را به ساختار آموزش ریاضی کشور وارد می‌سازند. اگر قرار بود که هر معلمی جزوه‌ایی تهیه نماید و ذهن دانش‌آموزان را با فرمول‌ها و نکات (من ‌درآوردی) خود پرکند، چه نیازی به نوشتن و چاپ این حجم عظیم از کتب ریاضی آن هم توسط بهترین معلمین و اساتید ریاضی کشور است؟ دانش‌آموز باید کتاب ریاضی را به دست گرفته و کتاب را بخواند، نه جزوه را. باید روش و چگونگی کتاب ریاضی خواندن را به دانش‌آموز یاد بدهیم.

در برخی از مدارس هم باید درود بفرستیم به مدیران لایق و کاربلد، که تنها به این می‌اندیشند در پایان سال تحصیلی صددرصد دانش‌آموزان نمره قبولی کسب کنند و بروند فاتحه کشور را در آینده‌ایی نزدیک بخوانند. چنان مدیران به معلمین برای دادن نمره غیر واقعی فشار می‌آورند که غیرقابل باور است. ذهن آدم هنگ می‌کند که این افراد چرا به این سبک و سیاق عمل می‌کنند و فکر نمی‌کنند، به دانش‌آموزی که در درس ریاضی و یا هر درس دیگر، هیچ استعدادی ندارد و اصلا تلاش نکرده، باید نمره قبولی داد و به انتظار نشست که این شخص روزی در این کشور به مسند ریاست و مدیریت بنشیند و خاک بر سر ملت بریزد. خلاصه از خداوند اول برای خود و سپس برای ملت شریف خواستار صبر و تحمل این بی‌مایگان بی‌سواد نالایق هستم. در حالت کلی به فرموده دکتر سید مهدی ساداتی‌نژاد رئیس مرکز هم‌اندیشی اساتید کشور، “یکی از مشکلات مدیریت کلان در کشور ما، اختلاف نظرهای عمیق بین مسئولین رده بالای کشور است”. این اختلاف نظر در بسیاری از موارد باعث بروز مشکلات فراوانی برای سیستم حاکمیتی شده است که قطعا به فضای آموزش و پرورش کشور نیز سرایت می‌کند. امیدوارم روزی برسد که این اختلافات به حداقل ممکن برسد و همگی مسئولین یک دل و یک صدا برای پیشرفت کشور فعالیت کنند نه برای پیشبرد اهداف و اعتقادات شخصی خود.

اما شاید اینها نیز مقصر نیستند. سیستم آموزش و پرورش مشکل دارد و کسری و کمبود بودجه‌ها این همه مشکلات را به بار آورده. به یاد دارم که یکی از فرهنگیان عزیز اسم آموزش و پرورش را به سبک اسم‌هایی که برای ارگان‌های نظامی انتخاب می‌کنند، گذاشته بود، گداجا، یعنی مکان گداها. البته بنده فقط فرمایش ایشان را نقل کردم و خودم به این معتقد نیستم. درست است که بودجه‌ها برای امر خطیر آموزش و پرورش بسیار اندک است، ولی همین بودجه اندک را هم می‌توان به شیوه درست و اصولی مدیریت نمود تا سیستم ارتقاء و بهبود یابد. بارها مشاهده شده که آموزش و پرورش در طی سالیان به اجاره یک مدرسه پرداخته و میلیون‌ها تومان هزینه کرده و امروز مالک آن مجموعه تقاضای تخلیه ملک شخصی خود که منجر به آواره شدن دانش‌آموزان و والدین آنها است، را دارد. اما با یک برنامه‌ریزی صحیح آیا سیستم نمی‌توانست املاکی را برای خود خریداری کند که امروز این وضعیت پیش نیاید؟

به عقیده بنده، ما نباید به انتظار بنشینیم و تا سیستم خودش را اصلاح نکرده، خودمان را اصلاح نکنیم. معلمین عزیز این کشور باید به فکر حفظ جایگاه و آبروی معلمی باشند قبل از اینکه اسم شریف معلمی کاملا از اذهان پاک گردد. کاملا قبول دارم که میزان حقوق دریافتی پائین معلمین و وضعیت تورم بالا در کشور، این عزیزان را به سمت کلاس‌های خصوصی و انجام کارهای دیگر وامی‌دارد اما می‌توانیم با این شرایط نیز کار خود را درست انجام دهیم و نسل خوبی را برای آینده این مرز و بوم تربیت کنیم. معلم خوب کشور خوب می‌سازد و معلم بد کشور را تدریجا به ورطه نابودی می‌کشاند. اگر علاقمند به سهیم شدن در این نابودی هستید که به روش خود ادامه دهید، در غیر این صورت برای تغییر در جهت مثبت تلاش کنید. به عنوان مثال بنده از روز اول استخدام در دانشگاه دغدغه تدریس و آموزش و پرورش همواره ذهنم را اشغال کرده بود. تمام تلاشم را کرده‌ام که هر ترم با ترم قبل متفاوت باشم، روزی نیست که بدون مطالعه به خواب بروم. ارتباطم را با سایر همکاران در دانشگاه‌های کشور حفظ می‌کنم و سعی می‌کنم با آنها مشورت کنم. سبک‌های مختلف آزمون را هر ترم ابداع و اجرا می‌کنم. خلاصه هر کاری که باعث ارتقاء من و سیستم آموزشی و پرورشی می‌شود را دنبال می‌کنم و امیدوارم روزی برسد که به بهترین و مفید‌ترین شیوه در زمینه‌های تدریس ریاضی و پرورش انسانیت و اخلاق دست‌ یابم.

در همین راستا بنده هم برای سیستم و هم برای معلمین عزیز چند پیشنهاد دارم که به ترتیب ذیل عنوان می‌نمایم:

1- کم کردن مالیات دریافتی از معلمین تا بدین‌وسیله اختلاف حقوق دریافتی معلمین و اساتید دانشگاه و یا کارمندان سایر ارگان‌های دولتی اندکی کاسته شود. در کشور کانادا در حال حاضر دولت این کار را به نحوی انجام داده که دریافتی معلمین و اساتید دانشگاه تقریبا برابر شده است.

2- کم کردن ساعات موظفی معلمین توسط سیستم و عدم برگزاری کلاس‌های مکرر و پی‌درپی از سوی معلمین برای داشتن وقت آزاد بیشتر.

3- مطالعه جانبی در رشته تخصصی در طول روز، یعنی عزیزان حتما باید طوری برای جدول روزانه خود برنامه‌ریزی داشته باشند که هر روز بتوانند مطالعه کنند. البته منظور بنده از مطالعه، گشت و گذار در صفحات اینترنت و شبکه‌های مجازی که عمده مطالب آن عمق چندانی ندارد و با واقعیت فاصله دارد، نیست. فقط کتاب، آن هم کتاب خوب.

4- برگزاری کارگا‌ه‌های جانبی از سوی سیستم در رشته تخصصی نه لزوما در جهت شیوه‌های تدریس. هر کارگاه علمی می‌توانند نحوه نگرش معلم به مقوله علم و پژوهش را تغییر دهد و این تغییر نگرش که بنده آن را مثبت می‌خوانم صددرصد برای معلمین لازم است. البته اگر قصد این عزیزان از شرکت در این کارگاه‌ها تنها کسب امتیاز نباشد.

5- تشویق به ادامه تحصیل معلمین و تسهیل این مهم، نه لزوما در دانشگاه‌های فرهنگیان که سطح علمی بسیار پائینی دارند. باید سعی شود تا حد امکان معلمین را به دانشگاه‌های با سطح بالا فرستاد. همانند مربیان دانشگاهی که بعد از تبدیل وضعیت استخدامی به رسمی-آزمایشی و کسب مجوز از هیات امناء براحتی از دانشگاه‌های (بعضا) خوب برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری پذیرش می‌گیرند، همین کار را در سیستم آموزش و پرورش نیز قطعا می‌توانیم انجام دهیم.

6- فرستادن معلمین به فرصت‌های مطالعاتی خارج از کشور هر سه الی چهار سال یک بار. این فرصت‌های مطالعاتی فوق‌العاده در تغییر نگرش و دید معلمین نسبت به بحث آموزش و اصلاح و بهبود سیستم‌های آموزشی و پرورشی مفید و موثر است.

7- معلمین عزیز ریاضی باید تلاش کنند که خواندن و تجزیه تحلیل کتاب‌های ریاضی را به دانش‌آموزان بیاموزند، یا حداقل در کنار جزوه هر از گاهی خود کتاب را به دست گرفته و چند خط از آن را بخوانند و یا یک تمرین از کتاب را حل نمایند. هنگامی که دانش‌آموز می‌بیند که معلم کتاب را به دست گرفته (حتی اگر هم نمایشی باشد) باعث می‌گردد ایشان به سمت تورق کتاب تمایل پیدا کنند که در نهایت کاری است مثبت که مکمل مباحث جزوه معلمین است. جزوه تنها راه به جایی نخواهد برد. این شیوه و روش اصولی و منطقی است که در سراسر دنیا دنبال می‌شود، یعنی آشتی دادن کودک و دانش‌آموز با کتاب و روح‌ مطالعه. یکی از دلایل اصرار به کتاب ریاضی خواندن هم این است که در کتاب برای ورود به هر بحث ابتدا مقدماتی مطرح می‌گردد که کاملا فلسفه و علت اتفاق پیش رو را شرح می‌دهد، سپس به بیان تعاریف و مثال‌های مختلف می‌پردازد و در پایان نیز چند تمرین را مطرح می‌کند. اما در جزوات این اتفاق به ندرت می‌افتد. در جزوات فقط درس است و نکته و مثال، همین. این باعث می‌شود که بعد از چند صباحی از شروع تحصیلات دانش‌‌آموز انگار کند که ریاضی یعنی فقط حل مثال‌های پیچیده جزوه معلم و هیچ کاربرد و فلسفه ملموسی در اطراف برای این فرمول‌ها مشاهده نمی‌کند.

8- اگر مطلبی را بلد نیستید و یا روش حل آن را نمی‌دانید صادقانه و به راحتی به دانش‌آموز بگوئید که بلد نیستید، اما تلاش خود را برای حل یا مطالعه درباره آن خواهید کرد. اصلا نترسید از اینکه شخصیت علمی شما زیر سئوال رود. یادم می‌آید که در کرج، بنده که به سادگی به دانش‌آموزان این را می‌گفتم که بلد نیستم، معلمین بنده را سرزنش می‌کردند و می‌فرمودند خودت را زیر سئوال نبر. یاد بگیریم و یاد بدهیم که همیشه همگی ما باید در حال تلاش برای مطالعه و تحقیق و یادگیری باشیم. هیچ کس در هیچ جای این کره خاکی نمی‌تواند ادعا کند که بی‌نیاز است از سوادآموزی و مطالعه، و گمان کند که علامه دهر شده است. هر که این ادعا را در مقابل شما انجام داد، بدانید که یکی از بی‌سوادترین افراد است. به یاد جمله گوهر بار افلاطون که 2400 سال پیش در این دنیا حضور داشت و بشریت را به فیض فلسفه می‌رساند افتادم که علی‌رغم دریای علم و معرفتی که داشتند، همواره می‌فرمودند که می‌دانم که هیچ نمی‌دانم. سعی کنیم این را به دانش‌آموزان بیاموزیم و این روحیه را در آنها پرورش دهیم و آنها را دچار توهم نخبگی و بی‌نیازی از مطالعه نکنیم.

در پایان، دست معلمین گرانقدر و دلسوز و پرتلاش را که کم هم نمی‌باشند و نقدهای فوق شامل حال این عزیزان نمی‌گردد، بوسه می‌زنم و از خداوند متعال بهترین‌ها را در این دنیا برای ایشان خواستارم. تجربه اندک بنده ثابت کرده که تحقق موارد فوق در این سیستم و از سوی برخی از عزیزان ما تقریبا محال است، بیان این مطالب تنها تسکینی است برای این دل پر غصه. حرف این نوشتار درد دل اساتید دانشگاهی است که از دست دانش‌آموزان به ستوه آمده‌اند و نمی‌دانند از که باید شکایت کنند و به ناچار از هم‌قطاران خود یعنی معلمین عزیز شکوه و گلایه می‌کنند. امیدوارم مدیریت صحیح و اصولی، شایسته سالاری و اخلاق حرفه‌ای هر چه زودتر در فضای آموزش و پرورش حاکم شود و شاهد موفقیت‌های روز افزون جوانان و بالاندگی هر چه بیشتر آنها باشیم.

محمد فزونی
دانشگاه گنبدکاووس
گروه ریاضی و آمار

چندی پیش یکی از تجربیات خودم را در زمینه تغییر شاخه پژوهشی به رشته تحریر در آوردم و برای استفاده عموم آن را در وب‌سایت پانویس منتشر کردم. میتوانید این مقاله را در آدرس زیر مطالعه بفرمائید و اندکی با مصائب و مشکلات این تصمیم آشنا شوید.

لینک مقاله ” مشکلات تغییر شاخه پژوهشی” در سایت پانویس

چرا انتخاب رشته کارشناسی‌ارشد؟

این روزها با توجه به اعلام نتایج آزمون کارشناسی ارشد، بسیاری از دانشجویان در رشته ریاضی به بنده مراجعه و در مورد انتخاب رشته کارشناسی‌ارشد مشاوره می‌خواهند. از این رو تصمیم گرفتم در چند سطر، نظر کلی خودم را در مورد این مهم بنویسم.

به نظر بنده دانشجویان را به دو دسته باید تقسیم کنیم؛

1- افرادی که فقط قصد دارند مدرکی بگیرند و وارد بازار کار شوند.
2- افرادی که قطعاً بدنبال ادامه تحصیل هستند و مخصوصاً نیم‌نگاهی به رفتن به دانشگاه‌های معتبر دنیا را دارند.

دانشجویان دسته‌ی اول باید چه کنند؟

به عقیده من، دانشجویان دسته اول تنها باید رشته خوب را مد نظر بگیرند و به سطح دانشگاه و بزرگی و کوچکی شهری که دانشگاه در آن قرار دارد اهمیتی ندهند. به‌عنوان مثال رشته ریاضیات مالی که تقریبا یک دهه وارد کشور شده، رشته خوبی است و بازار کار نسبتاً خوبی دارد. اگر دانشجو بین رشته جبر در دانشگاه‌های تهران و رشتهٔ ریاضی مالی یکی از شهرستان‌های کشور که هم بسیار کوچک است و هم تازه تاسیس، تردید دارد و از دسته اول است، قطعا انتخاب دوم، یعنی رشته ریاضی مالی در شهرستان بسیار بهتر است. این دسته از دانشجویان در دفترچه انتخاب رشته باید به ترتیب اولویت رشته پیش بروند و شهر را خیلی در اولویت قرار ندهند، به عنوان مثال رشته‌های ذیل برای دانشجویان این دسته، لیست اولویت‌بندی خوبی می‌باشد:

1- ریاضیات مالی
2- تحقیق در عملیات
3- محاسبات نرم
4- آموزش ریاضی
5- رمز و کدگذاری
6- هندسه
7- ریاضیات کاربردی
8- آنالیز عددی
9- آنالیز
10- جبر

البته توجه کنید که در لیست فوق، سطح رشته و تعداد فارغ‌التحصیلان در نظر گرفته شده. گمان نکنید که رشته جبر رشتهٔ خوبی نیست و آموزش ریاضی بسیار بهتر است. رشتهٔ جبر نسبت به رشته‌های ماقبل خود، سخت‌تر است و اندکی تعداد فارغ‌التحصیلان در این رشته نسبت به بقیه گرایش‌ها بیشتر می‌باشد. البته لازم به ذکر است که این تعداد در حال کاهش است و قطعاً در دههٔ آتی تعداد نفرات در این رشته کاهش چشمگیری پیدا خواهد نمود و این شاید نکتهٔ مثبتی برای آیندهٔ این رشته و فارغ‌التحصیلان آن باشد. به‌هرحال لیست فوق کاملاً پیشنهادی است.

انتخاب رشته کارشناسی‌ارشد

یکی از مهم‌ترین انتخاب‌های زندگی، انتخاب رشته‌ی خوب است.

دانشجویان دسته‌ی دوم چه باید بکنند؟

اما در مورد دسته دوم از دانشجویان، باید عرض کنم که این دانشجویان باید قطعا اولویت شهر و دانشگاه را در نظر بگیرند. ضرب‌المثل معروف خودم را که مرتباً سرکلاس‌هایم به دانشجویان عزیزم می‌گویم این است “ماهی در دریا می‌شود نهنگ، ماهی اگر در رودخانه بشود نهنگ، زود می‌میرد“. من خودم به این ضرب‌المثل ایمان راسخ دارم. در شهرها و دانشگاه‌های بزرگ، افراد بزرگ بسیار زیادی را ملاقات خواهید نمود و اگر قصد ادامه تحصیل و احیاناً رفتن به دانشگاه‌های درجهٔ یک دنیا را داشته باشید، بهتر در جَو و فضا قرار خواهید گرفت و بهتر راهنمایی خواهید شد، اما این شرایط در دانشگاه‌های کوچک‌تر و شهرهای کوچک کمتر است و یا اصلاً وجود ندارد.

به نظر من اگر دانشجویی قصد ادامه تحصیل دارد، رشتهٔ جبر در دانشگاه خوارزمی یا دانشگاه تهران و یا تربیت مدرس، بسیار بهتر است از رشتهٔ ریاضی مالی در دانشگاهی در شهرستان. به نظر بنده بهترین حالت برای این دانشجویان اول اولویت شهر است و بعد رشته. هرچند توصیه می‌شود که اگر رتبه خوبی کسب نموده‌اید حتماً از اساتید مشورت بگیرید که بتوانید بهترین انتخاب را انجام دهید، هم دانشگاه خوب و هم رشته خوب.

و یک نکته‌ی مهم

دانشجویان دستهٔ دوم، حتماً از ترم‌های آغازی باید به فکر امتحان IELTS یا TOEFL-IBT باشند که یکی از مهمترین پیش‌نیازها برای گرفتن کمک‌هزینه تحصیلی و پذیرش از دانشگاه‌های مطرح دنیا یکی از این دو نوع آزمون زبان می‌باشد. معمولاً استرالیا و کشورهای اروپایی IELTS و کانادا و آمریکا TOEFL-IBT را به عنوان پیش‌نیاز برای بررسی پرونده شما قبول می‌کنند.

به‌هرحال نکات فوق وحی نازل شده از سوی خداوند نیست و تنها پیشنهاد است، امیدوارم تا حدودی در تصمیم‌گیری به شما عزیزان کمک نماید. در صورتی که هر سئوال و مشاوره‌ایی در زمینه‌ی انتخاب رشته کارشناسی‌ارشد داشتید، می‌توانید از صفحهٔ “تماس با من” استفاده نمائید و یا در قسمت نظرات، سئوال‌تان را مطرح نمائید. سعی خواهم نمود در اسرع وقت پاسخ شما را بدهم.

دکتر محمد فزونی
عضو هیات علمی دانشگاه گنبدکاووس
گروه ریاضی و آمار

آیا در خصوص انتخاب رشته کارشناسی‌ارشد و اطلاع از رشته‌های مختلف، نیاز به مشاوره دارید؟

پی‌نوشت: یکی از جدیدترین گرایش‌ها در رشته‌ی ریاضی کاربردی در مقطع کارشناسی ارشد، گرایش «علم داده» است که اخیراً در دانشگاه شهید بهشتی، دایر شده است. در حال حاضر، بهترین گرایش در ریاضی، از لحاظ بازار کار و درآمدزایی و آینده‌ی شغلی، این گرایش است. در اینجا راجع به علم داده اندکی توضیح داده‌ام.

اخیرا دکتر محمد صال مصلحیان، استاد تمام گروه ریاضی دانشگاه فردوسی مشهد یک کارگاه مقاله نویسی را برگزار نموده اند که فایل سمینار ایشان حاوی مطالب بسیار ارزشمندی در این زمینه است. لینک فایلهای مربوط را جهت استفاده شما عزیزان در ادامه قرار داده ام. با تشکر فراوان از دکتر مصلحیان و زحمات فراوانشان. لازم به ذکر است که فیلم ارائه این سخنرانیها در وبسایت شخصی ایشان آمده و قابل مشاهده است.

لینک وبسایت دکتر مصلحیان
فایل 1
فایل 2
فایل 3
مقاله غلط و بد ننویسیم

مقدمات نگارش پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد:

این‌روزها با توجه به گسترش چشم‌گیر آموزش عالی در کشورمان ایران، به خصوص تحصیلات تکمیلی، بسیاری از دانشجویان این مقاطع را می‌بینیم که برای نوشتن پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد و بعضاً دکتری خود، سردرگم هستند. دقیقاً نقطه‌ی آغاز کار را نمی‌دانند و این امر موجب نگرانی وافری در آنها شده است. در این مقالهٔ کوتاه تجربیاتی اندک در طول سال‌های حضور خودم در دانشگاه‌ها را برای شما عزیزان به رشته تحریر در آورده‌ام. امیدوارم که مورد استفاده شما عزیزان و علاقمندان واقع شود.

پیش از هر چیز لازم به‌ذکر است که در اکثر کشورهای دنیا، پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد ارزش علمی چندانی ندارد. این مجموعه در واقع پُلی است بین سرآغاز پژوهش تا رسالهٔ دکتری که در آن بحثی جدید و منحصر به خود پژوهشگر مطرح می‌شود. یکی از اهدافِ نگارش پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد، این است که در این دوره دانشجو با اصول اولیه پژوهش و کار علمی آشنا بشود. بتواند منابع و مراجع را به‌طور صحیح و منظم جمع آوری کند و در مورد مناسب از آنها استفاده نماید. تعاریف اولیه و سیر تاریخی مسئله خود را بشناسد و آنها را فهرست نماید. موضوع مورد علاقه خود را تا حدی بشناسد و … .

پایان‌نامه کارشناسی ارشد

دانشجویان در نوشتن پایان‌نامه کارشناسی ارشد معمولاً سردرگمی‌های زیادی دارند، اما کار بسیار ساده است و نباید نگران باشید.

کار نگارش پایان‌نامه چگونه آغاز می‌شود؟

برای نگارشِ یک پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد، اولین قدم، این است که دانشجو به استاد راهنمای خود مراجعه نماید که به عقیده اینجانب این کار باید در ابتدای ترم سوم تحصیلی انجام شود. سپس استاد راهنما با توجه به زمینه کاری خود، تعدادی از مقالات چاپ شده در مجلات بین‌المللی معتبر را به دانشجو می‌دهد و از او می‌خواهد که این مقالات را یک مطالعهٔ سطحی (چکیده، تعاریف اصلی و مقدمه فصل اول را بخواند) بنماید.

بعد از این مرحله دانشجو با توجه به بنیه علمی و البته علاقمندی‌های پژوهشی خود یکی یا احتمالا دو مقاله که کارهای موازی و نزدیک به هم را دنبال کرده‌اند، انتخاب می‌کند.

کار بعد از این انتخاب آغاز می‌شود. اگر زبان انگلیسی شما (معمولا زبان مقالات بین المللی انگلیسی است) تا حدی خوب است، وقت خود را صرف این که مقاله را دقیقا ترجمه نماید و روی کاغذ بنویسید نکنید. این مرحله را تنها در صورت ضعیف بودن در بحث زبان انجام دهید (به کررات دیده‌ام که دانشجوی مقطع کارشناسی‌ ارشد، توان ترجمه و نگارش صحیح فارسی را ندارد و یا بسیار ضعیف است).

سپس تعاریف اصلی مقاله را گرد آوری کرده به‌عنوان مثال در قسمتی از یک دفترچه یاداشت نمائید. نکته‌ای که در اینجا قابل ذکر می‌باشد، این است که در اکثر مقالات، تنها یک یا دو منبع اصلی در قسمت مراجع مقاله موجود است که تعاریف و سیر کاری مقاله با توجه به آن انجام شده است. اگر شما بتوانید این منبع کلیدی را بیابید دیگر برای یافتن تعاریف اصلی کار پایان‌نامه خود هیچ نگرانی و کار سختی ندارید. تنها به این کتاب یا مقاله مراجعه کرده و تعاریف و نتایج قبلی را از روی آن می‌نویسید. خوشبختانه اکثر اساتید راهنمای ما در اکثر دانشگاه‌های کشور دارای این بُنیه‌ی علمی تشخص کار اصلی (منبع اصلی) هستند. از آنها بخواهید که منبع اصلی را به شما معرفی نمایند.

بعد از جمع آوری این مباحث به قسمت‌های اصلی مقاله رفته، تعاریف، قضایا و نتایج کار را به طور موشکافانه‌ای تحلیل و بررسی نمائید. این جزو اصلی‌ترین قسمت‌های کار یک پایان‌نامه کارشناسی ارشد می‌باشد که روی این بخش نیز داوران خارجی که در حضور ایشان کار دفاع از پایان‌نامه انجام می‌شود، تاکید دارند و سئوالات از این قسمت‌ها مطرح می‌شود. البته از قسمت‌های ابتدایی نیز سئوالاتی مطرح خواهد شد.

قدم بعدی، تائید استاد راهنما:

تا اینجا شما حدود 70 الی 80 صفحه مطلب جمع نموده‌اید. حدود 10 الی 15 صفحه قسمت تعاریف اولیه و نتایج قبلی و حدود 55 تا 70 صفحه مطالب اصلی مقاله مذکور. این مطالب را به طور مجزا تایپ کرده و به استاد راهنمای خود تحویل بدهید. دقت کنید که تایپ کردن مطالب برای جلب موافقتِ استاد راهنما جهت اتمام کار پژوهشی شانس زیادی را نصیب شما می‌کند. پس هیچ‌گاه مطالب را به صورت دست‌نویس تحویل استاد راهنما ندهید و از همان ابتدای تایپ کردن سعی کنید که اشتباهات تایپی را به حداقل برسانید.

اگر تا همین حد استاد از کار شما راضی بود، خوب تنها یک مرحله دیگر برای اتمام نگارش پایان‌نامه باقی می‌ماند و آن هم نوشتن منابع، چکیده، مقدمه و رده‌بندی موضوعی است. اگر ایشان هنوز از حجم و کیفیت کار شما راضی نباشد، به سراغ مقاله دوم می‌روید و چند نتیجه و قضیه دیگر را هم از مقاله دوم که در امتداد کار اول است، استخراج کرده و آن را به همان طریق باز کردن موضوعات و مطالب مقاله اول باز می‌نمائید و به ادامه کار اول خود اضافه می‌کنید. این بار دیگر استاد راهنمای شما بعد از دیدن این حجم از کار قطعاً موافقت خود را جهت اتمام کار پژوهشی شما اعلام می‌نماید.

بعد از این مراحل شما در طول یک پروسه 2 الی 5 ماه کار پایان‌نامه‌تان را، اگر مرحله آزمایشاهی نداشته باشید به اتمام رسانده‌اید. به شما تبریک می‌گویم.

اما به عقیده بنده کار نگارش پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد این روزها با توجه به حجم زیاد کارهای قبلی انجام شده و کثرت کتاب‌های الکترونیکی، فرایندی بسیار ساده است و شما نباید هیچ نگرانی در این زمینه داشته باشید. به عنوان مثال می‌توانید به کتابخانه دانشگاه خود مراجعه نمائید و بسیاری از تعاریف اولیه را از روی پایان‌نامه‌های قبلی کار شده بنویسید. تنها دقت کنید که مراجع و منابع این تعاریف را هم یاداشت نمائید چون از شما سئوال خواهد شد که این تعریف را چه کتابی استخراج نموده‌اید.

مشکلات مقاله‌های بدون نمایه در نگارش پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد:

در این روزها دانشجویان زیادی به بنده مراجعه می‌کنند برای مشاوره گرفتن در زمینه نگارش پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد خود، از آنها می‌خواهم که مقاله‌ای که استاد به ایشان معرفی کرده است را به بنده نشان بدهند، متوجه می‌شوم که استاد یک مقاله چاپ شده در سال 1972 و حتی قدیمی‌تر را به دانشجو معرفی نموده است که کار پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد خود را روی آن انجام دهد.

بدتر از این هم دیده‌ام، موارد بسیاری بوده است که دانشجو مقاله‌ای به من داده که در مجلات پولی چاپ شده است و هیچ ارزش علمی در آن وجود ندارد و تمامی نتایج اصلی کار غلط است. اینها جزو مقالاتی می‌باشد که مولف آن در یک بُرهه زمانی در فشار برای چاپ مقاله قرار می‌گیرد و هر چرندیاتی که در ذهنش است روی کاغذ می‌آورد و بعد با پرداخت 2 الی 3 هزار دلار در مجلاتی چاپ می‌کند که اصلا معلوم نیست پایگاه اصلی آن مجله در کدام کشور قرار دارد.

به‌هرحال توصیه من به دانشجویان عزیز این است که اگر قصد یک پژوهش تمام عیار و با کیفیت را دارند حداقل یک قدم از استاد راهنمای خود جلوتر روند و میزان مطالعه خود را در روز افزایش دهند. یکی از وب‌سایت‌های بسیار خوبی که بنده تمام کتاب‌های مورد نظرم را از این پایگاه دانلود می‌کنم وب سایت لیبجن است. اگر برای کار پژوهشی خود به منبعی نیاز داشتید که آن منبع در قفسه‌های کتابخانه دانشگاه‌تان موجود نبود، به این سایت بروید و کتاب را از این پایگاه برای خود دانلود نمائید و بعد از ورق زدن آن کتاب لذت ببرید. البته این‌کار اخلاقی نیست، ولی چاره‌ایی نیست.

بسیاری از دانشجویان کارشناسی ارشد بعد از مراجعه به استاد راهنمای خود تنها به دنبال کارهایی می‌گردند که ساده باشد، به‌راحتی بتوانند در آن موضوع، مقاله ISI چاپ کنند و خیلی زود بتوانند دفاع نمایند. اما اگر شما واقعا قصد پژوهش دارید، از واژه سخت نترسید. اگر استاد گفت فلان موضوع هست ولی اندکی سخت است مردد نشوید.

من بسیاری از دانشجویان کارشناسی ارشد را دیده‌ام که 3 ساله این دوره را با سختی به اتمام رسانده‌اند ولی به دلیل اینکه موضوع کاریشان جزو موضوعات اصلی پژوهشگران داخلی و خارجی بوده، توانسته‌اند که از بهترین دانشگاه‌های دنیا برای ادامه تحصیل در مقطع دکتری خود پذیرش (ادمیژن) بگیرند و در حال حاضر نیز در دوره‌های پسادکتری کشورهای صنعتی و فرا صنعتی مشغول تحقیق و پژوهش می‌باشند.

پس از سختی کار نترسید، به اهمیت موضوع انتخابی خود دقت نمائید. چون تنها این است که آینده پژوهشی و کاری شما را تضمین می‌کند، نه تعدد مقالات ISI که دیگر امروزه هیچ نقشی در تعیین سطح علمی افراد ندارد.

اما چگونه بفهمیم که یک مجله علمی، در لیست مجلات ISI قرار دارد؟

بعضا مشاهده شده که برخی از دانشجویان نمی‌توانند تشخیص دهند که یک مجله علمی ISI است یا خیر. برای این منظور به وبسایت مجله مورد نظر بروید و ISSN این مجله را کپی نمائید. سپس به این لینک بروید و در قسمت Search terms این عدد را وارد یا پیست نمائید و قسمت search type را روی ISSN قرار دهید. سپس روی Search کلیک کنید.

اگر جمله No matches found for the query” “ ظاهر شود، این یعنی مجله مورد نظر شما جزو مجلات ISI نمی‌باشد و اگر اسم مجله مورد نظر شما در صفحه ظاهر شد و دارای یک نوع Coverage بود، این مجله جزو مجلات ISI می‌باشد. البته امکان دارد که مجله‌ای به تازگی وارد فهرست مجلات نمایه شده این سایت وارد شده باشد و هنوز دارای ضریب تاثیر (impact factor) نباشد، باید توجه نمائید که یک مجله وقتی دارای ضریب تاثیر می‌گردد که پنج سال از پیوستن‌اش به این سایت بگذرد. پس عموما مجلات ISIایی که ضریب تاثیر دارند، مجلات بهتری هستند.

چند نکته:

1- سعی کنید حتی‌الامکان در پایان ترم دوم و در فاصله زمانی قبل از آغاز ترم سوم یکی از نرم افزارهای تایپ متون ریاضی مانند Xepersian و یا حداقل مایکروسافت وُرد را یاد بگیرید. برای این منظور به دانشجویان ترم بالاتر مراجعه نمائید و از آنها راهنمایی بخواهید. در غیر این صورت برای تایپ هر صفحه با یکی از این نرم افزارها مبالغ هنگفتی باید پرداخت نمائید.

2- در دوره کارشناسی ارشد خود زیاد به‌فکر چاپ کردن مقاله نباشید. برای چاپ یک مقاله خوب که به وسیله آن بتوانید نظر برخی از اساتید را برای گرفتن پذیرش در مقطع دکتری جلب نمائید نیاز به صرف وقت و مطالعه زیاد در بین کتب و مقالات دارید. پس خیلی خودتان را به دردسر نیاندازید. اصلاً فکر نکنید اگر در یک مصاحبه دکتری و یا جذب و یا هر مورد دیگر، اگر شخصی دارای مقاله است، قطعا این شخص پذیرش خواهد شد.

خیر هیچ ملاکی دقیقی و مشخصی و جود ندارد. پس ناامید نشوید. به احتمال بسیار زیاد این مقاله جزو مقالات فاقد ارزش و اعتبار است. شما فقط اصول اولیه و تعاریف و قضایای ابتدایی را خوب فراگیرید. چون در یک مصاحبه علمی هدف این است که به استاد ثابت شود این دانشجو قابلیت تجزیه و تحلیل مسائل را دارد و می داند که از کجا برای حل یک مسئله، کار خود را آغاز کند.

3- حتما بعد از این که استاد مقاله ای را به شما معرفی کرد، به وبسایت مجله مراجعه نمائید و ببینید که آیا این مقاله در یک مجله ISI چاپ شده است یا خیر.

4- اخیراً اکثر دانشگاه‌ها لیستی از مجلات بین‌المللی را منتشر کردند که فاقد ارزش و اعتبار علمی می‌باشند. به وب‌سایت این دانشگاه‌ها مراجعه نمائید و این لیست را مشاهده کنید تا مطمئن شوید که مقاله مورد نظر شما در یک مجله معتبر بین الملی چاپ شده است. تنها ISI بودن مجله دلیل بر باکیفیت بودن آن نیست. به‌عنوان مثال مجلهٔ Applied Mathematics and Computataion که پایگاه علمی Elsevier آن را چاپ می‌نمائید در این لیست قرار دارد (این امکان نیز وجود دارد که بعد از مدتی نام این مجله از لیست سیاه خارج شود). مشاهد شده که مقالاتی در این مجله چاپ شده که تمامی نتایجِ آن غلط است. پس قبل از آغاز پژوهش که بعضاً ماه‌ها طول می‌کشد به این مورد دقت کنید. البته با یک جستجو در گوگل، شما به‌راحتی می‌توانید فهرست به‌روز شده‌تر از مجلات فاقد اعتبار یا به‌اصطلاح بلک‌لیست را بیابید.

۵- در صورت داشتن هرگونه سئوال یا مشاوره در زمینه نگارش پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد که برای شما پیش آمد، می‌توانید از طریق قسمت ارسال نظرات در پایان همین پست و یا از طریق بخش تماس با من، سئوالتان را مطرح نمائید. بنده در اولین فرصت پاسخ‌گوی شما خواهم بود.

6- یکی از وب‌سایت‌های بسیار خوب برای دانلود مقاله که پایگاه داده بسیار بزرگی دارد سایت سای-هاب است که معمولا هم فیلتر می‌گردد. در حال حاضر آخرین صفحه این سایت را در اینجا ببینید. ربات تلگرام این سایت “scihubot@” می‌باشد. معمولا در صفحه این ربات آخرین اصلاحیه و نسخه از سایت اصلی نشان داده می‌شود. تنها آدرس صفحه چکیده مقاله و یا DOI را در ربات وارد کنید و براحتی مقاله مورد نظر خود را دریافت نمائید.


محمد فزونی
دانشگاه گنبدکاووس
گروه ریاضی و آمار

آیا برای نگارش پایان‌نامه کارشناسی‌ ارشد نیاز به مشاوره دارید؟

اگر تمایل داشتید از پست “چند نکته در نگارش پایان‌نامه‌های ریاضی و جلسه دفاعیه” نیز بازدید کنید.

برای ارائه سخنرانی در کنفرانس و یا سمینارهای خود به زبان انگلیسی می توانید از فایل های آماده زیر که با استفاده از نرم افزار MikTeX و یا WinEdT نوشته شده اند، استفاده نمائید، که در اکثر دانشگاههای مطرح دنیا و یا کنفرانس های بین المللی از این نرم افزارها به جای پاورپوینت استفاده می کنند.

Style 1.pdf

Style 1

Style 2.pdf

Style 2

نکته: اگر شما از نرم افزار MikTeX 2.9 استفاده می کنید که به طور کامل تمامی پکیج های آن نسب نشده است (این نرم افزار حدود 2500 پکیچ مختلف دارد) باید از طریق اینترنت به شیوه زیر پکیج Beamer را که این گونه فایل ها را تولید می کند دانلود و نسب نمائید.
Start menu/All programs/ MikTex 2.9/ maintance (admin)/ package manager(admin)/ yes

سپس لیستی ظاهر می شود شامل تمامی پکیج های نسب نشده. در این لیست به دنبال Beamer بگردید. سپس روی آن کلیک نمائید و سپس علامت + گوشه سمت چپ بالا را که وقتی نشان گر را رویش نگاه می دارید می نویسد instal انتخاب نمائید.
در این لحظه از طریق اینترنت پکیج Beamer دانلود و نسب می گردد. بعد از اتمام این فرایند شما براحتی می توانید سخنرانی خود را با این فایل ها آماده سازید.
در صورتی که از نمونه های بالا راضی نیستید می توانید در گوگل جمله زیر را جستجو نمائید.
Sample of presentation by MikTeX
یا
sample presentation beamer

به هر حال برخلاف پاورپوینت که دیگر در سطح بین المللی منسوخ شده و یا در حال فراموشی است، استفاده از نرم افزار MikTeX و پکیج Beamer برای ارائه سخنرانی در همایش های ریاضیات، بسیار زیبا، حرفه ای و آکادمیک است.

در این مقاله کوتاه توضیح می‌دهیم که اجداد ریاضی خود را چگونه بیابیم.
با مراجعه به وبسایت پروژه‌ی نسل شناسی

(mathematics genealogy project)

و تایپ اسم کامل استاد راهنمایی خود در قسمت جستجو، براحتی می توانید اساتید راهنمای استادتان را که جد ریاضی شما هستند بیابید. این پروژهی توسط دانشگاه داکوتای شمالی آمریکا انجام می‌شود.

به عنوان مثال در فایل پی دی اف زیر، شما اجداد ریاضی بنده (محمد فزونی) را خواهید دید. در این لیست، نفر اول دانشجوی نفر دوم است و نفر دوم دانشجوی نفر سوم و الی آخر. نکته جالب برای خود من این است که تا سال 1557 اطلاعات موجود است و دانشمندان برجسته ای از جمله نیوتن و گالیله نیز در این لیست ظاهر می شوند. به شما نیز توصیه می‌کنم که به دنبال اجداد ریاضی خود بروید، بسیار جالب و لذت بخش می‌باشد.

Genology of Mohammad Fozouni