آخرین مقالات
خانه / مباحث عمومی / آیا جستجوی حقیقت ما را به جایی می‌رساند؟

آیا جستجوی حقیقت ما را به جایی می‌رساند؟

شخصی که عمری فقط ریاضی خوانده است و اعمال دینی‌اش را سر وقت انجام داده و تعصب دینی‌اش هم کم نبوده، به طور غریبی با فلسفه و تاریخ آشنا می‌گردد. می‌خواند و می‌خواند و می‌خواند. با توجه به منطق ریاضی قوی فکری‌اش، سئوالاتی به ذهن‌اش خطور می‌کند که از طرفی برایش لذت بخش است و از سوی دیگر زجرآور که به چه دلیلی این‌گونه نمی‌اندیشید و نگرش‌اش این‌گونه بوده و چرا و چطور؟ دنیای اندیشه، دنیایی است فرازمینی که اشخاص و افراد را با خود به ناکجاآبادهایی می‌کشاند که فقط افرادی اذن دخول می‌یابند که ظرفیت‌اش را داشته باشند. اما این ظرفیت چگونه حاصل می‌گردد، معلوم نیست.

این شخص زمانی که در آثار نیچه مخصوصا کتاب چنین گفت زرتشت، غوطه‌ور شده بود، با اینکه از این کتاب و از اندیشه‌های نیچه، چیز خاصی دستگیرش نشد، اما چیزی به ذهنش خطور کرد که برای او عجیب بود. قصه آفرینش این نیست که چند صباحی بیائیم و عبادت کنیم و برویم تا به مکانی بنام بهشت یا جهنم برسیم، بنظر می‌رسد قصه بسیار بسیار از این حرف‌ها بزرگ‌تر است و قرار است اتفاق باشکوه‌تری بیافتد و صرفا به جهت دانش و ظرفیت محدود بشریت، چنین مکان‌هایی وعده داده شده‌اند. اما این اتفاق چه هست، او نفهمید و قصه همین نفهمیدن و ندانستن است. ظاهرا همانند داستان شمع و پروانگان است که تنها وقتی به فهم و درک واقعی می‌رسی که وجودت را هم در این راه بدهی، و وقتی که فهمیدی، دیگر صدایی از تو برنخواهد خواست.

نوشته زیر حاصل این ذهن خام و پر تلاطم است که برای سبک نمودن خود تصمیم گرفت اندکی از افکارش را بنویسد. شاید به این طریق کمی آرامش سابق‌اش را بازیابد و همگان را دعوت نماید برای رسیدن به یقین و حقیقت، بیشتر و بیشتر تلاش نمایند و شاید آن دل‌دار و یار مطلوب‌اش، به این بهانه او را بپذیرد، شاید هم بیشتر طردش کند، مشخص نیست. اما واضح و مبرهن است که با اندیشیدن، بشریت سرنوشت بهتری پیدا خواهد کرد.

آیا جستجوی حقیقت ما را به جایی می رساند

درباره‌ محمد فزونی

محمد فزونی
بنده دانش‌آموخته دانشگاه خوارزمی تهران در مقطع دکتری تخصصی رشته ریاضی محض، شاخه آنالیز تابعی و هارمونیک هستم و در حال حاضر عضو هیات علمی دانشگاه گنبدکاووس می‌باشم. این وب‌سایت، بیشتر منعکس کننده، افکار و نظرات و حال‌وهوایم در حوزه‌های مختلف دانشگاهی و اجتماعی و تا حدودی اعتقادیم است.

۲ نظر

  1. Avatar

    ستاد من مقاله حقیقتون را خواندم
    نه اینکه بخوام تعصبی بگم ولی اسلام یا مسیحیت و یهودیت به خودی خود عیبی ندارند این صاحبان قدرت هستند که تعبیرات دلخواهشان را با دین آمیخته کردن و چیزی ساختن که به مرور با هیچ فطرت حقیقت جویی هم خوانی ندارد
    به نظر من گم کردن حقیقت زمانی اتفاق میفته که هر فرد به جای گشتن دنبال حقیقت شخصی خودش(حرفی که کریشنامورتی گفته بود)بخاد حقیقت را از واقعیت اعمال دیگران پیدا کنه
    خود من خیلیا رو دیدم که میگن من نماز نمیخونم
    وقتی میپرسم چرا؟؟؟ میگن فلانی که نماز خون هست اختلاس کرده
    من هم یه زمانی برای رسیدن به بهشت و دوری از جهنم خدارا میپرستیدم
    اما به لطف خود خدا حقیقت زندگیم رو پیدا کردم و الان فقط خودشو میخام
    مذهب اجداد من اهل سنت است اما من این ارث رو نپذیرفتم و با تحقیق حقیقت و خوبی حتی یهودیت و مسیحیت را هم وارد زندگیم کردم وخودم رو از قید عمل مردم آزاد کردم
    حتی در مورد ادامه تحصیلم هم که دچار دوگانگی و شک شدم احساس میکنم به این خاطر بود که حقیقت زندگی خودم رو با بقیه مقایسه کردم و به خاطر تفاوت بیش از حدشون دچار اختلال در زندگیم شدم
    امیدوارم همه انسان ها حقیقت زندگی خودشون رو پیدا کنند

    • محمد فزونی

      سلام مصطفی جان
      خیلی ممنون که اینقدر باحوصله نظرت رو برام نوشتی. از چند تا نکته که گفتی خیلی لذت بردم و استفاده کردم، درود بر شما.
      اما یک مطلبی هم درباره دین بگویم، کاملا موافق با نظرتون درباره دین هستم و براستی و صادقانه بگویم که شخصیت ستودنی‌ایی دارید که لزوما راه اجداد را بهترین راه ندانستید و خودتان بدنبال راستی و حقیقت رفتید. اما به عقیده بنده، دین دو چیز در خودش دارد که بهترین و بدترین است،
      دین سرشار از آرامش است و این بهترین خاصیت آن است ولی نکته منفی‌اش این است که در حوزه دین، شما باید یک‌سری از مسائل رو بپذیرید که قابل اثبات نیستند.
      سپاس فراوان بخاطر وقتی که گذاشتید و مطلبی که به بنده آموختید.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*