سه شنبه , تیر ۲۶ ۱۳۹۷
آخرین مقالات
خانه / مباحث عمومی / کانال سروشی “کنج انگلیسی شخصی” و نحوه زبان‌خوانی من

کانال سروشی “کنج انگلیسی شخصی” و نحوه زبان‌خوانی من

سلام. یکی از چیزهایی که در زندگی روزمره خیلی باهاش حال می‌کنم، یادگیری زبان انگلیسی است. یه مدتیه که به توصیه دوستان زبان‌پژوه، هر متنی می‌خونم یا می‌شنوم را در اپ سروش برای خودم میفرستادم و هر وقت بیکار می‌شم یه نگاهی بهشون می‌ندازم. بعد یک مدت متوجه شدم، چقدر روش خوبیه و خیلی داره بمن کمک می‌کنه و به اصطلاح خودمانی بهم حال میده که انگلیسی رو بهتر یاد بگیرم و بفهمم. یک عمر با این زبان نه چندان ساده دست و پنجه نرم کرده بودم و جواب نگرفته بودم. البته کلاسم نرفتم. جدیدا یک کلاس گفتگوی آزاد که تو دانشگاه دایر شده با همکارا می‌ریم و می‌شینیم انگلیسی با هم حرف می‌زنیم و یه استاد با سوادی هم داریم که میاد با ما سرو کله می‌زنه و خلاصه از زمین و زمان حرف می‌زنیم، کلا خیلی باحاله جو کلاس.

خلاصه تصمیم گرفتم من که دارام یک سری چرندیات رو برای خودم کپی می‌گیریمو جمع می‌کنم، کاملا هم به روش غیراصولی، غیر حرفه‌ای و عشقی، پس بیام همون را در یک کانال بزارم شاید چند نفر دیگه هم بخوان این شیوه من رو که داره به من جواب میده، امتحان کنن. شاید بدرد بخوره و یکی یه خدا بیامرزی بعدها به ما بگه.

فقط هدف این بود. اصلا هم قصد جمع‌کردن فالوور ندارم، چون روشم روش درستی نیست. بازم بگم روش، کاملا عشقیه. همه متن‎‌هایی هم که می‌زارم، توش شاید عفت‌کلام رعایت نشده باشه (یکم بی‌تربیت باشه اما، Take It Easy) فقط متن‌ها جهت یادگیری خودم کپی شده و باید قبول کنیم در هر زبانی بخشی از لغات تابوست، ولی باید بهرحال یاد گرفت. پس نرید بشینید بگید استاد دانشگاه ما رو باش چه بی‌تربیته. شاید یکی فکر کنه مطلب سیاسی گذاشتم، اما نه. همشون رو از فیلم، سریال، سخنرانی و یا فایل‌های پی.دی.افی عینا می‌گیرم که دیدم و شنیدم و خوندم. بعضی از جمله‌ها رو هم خودم کاملا عشقی، به ذهنم رسیده و نوشتم.

اما اندکی هم بگم درباره روشی که من دارم دنبال می‌کنم:

من نزدیک به دو ساله که هر شب قبل از خواب سخنرانی‌های باراک اوباما را گوش می‌دمو بعد می‌خوابم. همچنین یک ساله که یه مجموعه دانلود کردم از وب بنام (ESL podcast by Dr. Jeff McQuillan) که بسیار باحال، مفید و کاربردی‌ست. اینم اضافه کنم که من تا امروز دوبار کامل سریال (Friends) را دیدم. یک مجموعه طنز آمریکایی که بسیار در مهارت لیستنینگ کمکم کرد. جدیدا هم شروع کردم مجموعه (How i met your mother) رو می‌بینم، وری کووول. بهتون بگم اینقدر مقید هستم که هر روز فایل لیستنینگم رو گوش کنم که اگر تو جاده باشم، تو ضبط ماشین می‌زارم، اگر مسافرت باشم، تو ماشین که داریم میریم به مقصد تو راه هندزفری می‌زارم و گوش می‌کنم. تو خونه در حال سبزی پاک کردن اگر وقت نکنم به زبان خودم گوش بدم، کانال تلویزیون رو میزارم رو (Press tv) و فقط گوش میدم به حرفهاشون. دیگه تو ماشینم اگر تنها باشم آهنگ گوش نمیدم و فقط زبان، مثلا کتاب صوتی انگلیسی. در مجموع بگم که خودمو کشتم،خانمم خیلی از دستم هرس میخوره بنده خدا میبینه اینقدر پیگیر زبانم. کلا از هر موقعیتی استفاده می‌کنم. بنظرم این تمرین‌های لیستنینگ در این دو سال خیلی بمن کمک کرده.

ببینید بنظرم، شما یک کودک رو در نظر بگیرید. این کوچولو از روزی که بدنیا میاد تا دو سال فقط به چرت‌وپرت‌های دیگران گوش میده و یهویی بعد از دو سال زبونش باز میشه و میگه بابا!!! مامان!!!، دیبدمینی (سیب‌زمینی) بده و همه شوک میشن و کلی ذوق مرگ میشن. منم به خودم گفتم بیام مغزم رو از انگلیسی پاک کنم و بشم مثل یک کوچولو که فقط میشنوه. ولی باور کنید امروز بعد از گذشت دو سال تمرین این مهارت خیلی هم گوشم و هم زبونم برای حرف زدن تقویت شده.

همین تمرینات کماکان هم ادامه داره و بهشون خوندن کتاب داستان انگلیسی، خوندن مقالات در وبسایتهای انگلیسی زبان و … هم اضافه شده. در حین خوندن یک متن هم خیلی گیر نمیدم که این لغت فعله، اسمه، قیده، برام مهم نیست. فقط چهارچوب جمله برام مهمه. فقط الگوی جمله رو بخاطر میسپارم. به همین دلیل خیلی جاها که متنی میبینم بدون اینکه بدانم گرامرش چیست مشکلش رو میفهمم. چون از اون نمونه جمله برام زیاد تکرار شده و دیدم. ولی اگر یک جا از یک ساختاری خوشم بیاد به گرامرش هم گیر میدم. پس همه چی دسته خودته که کجا رو تاکید کنی و کجا رو نه.

مطلب بعدی هم که باید بگم اینه که، به توصیه اساتید بزرگ زبان انگلیسی در دنیا، فرایند یادگیری زبان انگلیسی به دو صورت خودآگاه و ناخودآگاه صورت میگیره. خودآگاه یعنی شما یک کتاب لغت دستت بگیری و بخونی. ناخودآگاه هم یعنی با شنیدن و دیدن محیط اطرافت به طوری که خودتم نفهمی چطوری یک سری جمله تو ذهنت در موقعیتهای مختلف شکل بگیره. این اساتید میگن وقتی کسی شروع میکنه به حرف زدن، بیشتر از قسمت ناخودآگاه مغز کمک میگیره. پس اگر یادگیری ما از یک زبانی بیشتر از طریق ناخودآگاه صورت بگیره، ماندگاریش و کاراییش بیشتره و بهتره. بهترین روش هم برای یادگیری به شیوه ناخودآگاه، شنیدن و خواندن است. آنقدر باید بشنوی و بخونی که انگلیسی یا اون زبان مد نظر که دارای میخونی بشه ملکه ذهنت. اینجوری بعد از گذشت دو سه سال قطعا میتونی راحت بحرفی. خیلیها شروع میکنن میرن کلاس زبان نمراتشون هم خوبه ولی دوهفته فرجه بین دو ترم رو لای کتاب زبان رو باز نمیکنن. بنظرم این افراد نمیتونن هیچ وقت زبان انگلیسی رو خوب حرف بزنن. مهمترین نکته در یادگیری زبان پیوستگی اونه. شما همین فارسی زبون مادریت رو سه روز حرف نزن، روز چهارم که بخای با کسی حرف بزنی، قطعا اولین جمله شما با “اووووممممم” شروع میشه. یعنی یه مکث که ذهنت بره لغت مناسب و جمله مناسب رو پیدا کنه و بگه. پس بهترین روش دنیا رو هم اگر هر روز ادامه ندید، قطعا به جایی میرسید که میفهمید نمیتونید بحرفید و مشکل دارید، و اون مشکل چیست؟ عدم پیوستگی و تسلل مطالبی که به ذهنت میرزی.

کلا همه ماها از اولین روزی که شروع کردیم زبان انگلیسی بخونیم فقط قصدمون این بوده که بریم یه امتحانی بدیمو یه مدرکی بگیریم. اصلا بما یاد ندادن که این قرتی بازیها رو بزاریم کنار و زبان رو طوری یادیگیریم که هدف اول و آخرمون برقراری ارتباط با آدمی به اون زبان باشه، نه خوندن برای مدرک گرفتن.
این شد که من این روش رو که اسمشو گذاشتم “غوطه‌وری در زبان انگلیسی” برای خودم دارم دنبال میکنم و تا به امروز خیلی خیلی برام مفید بوده. در مورد این کانالم بگم که خیلی از جملاتی که برام جالبه رو کپی میکنم توش که آنقدر اون جملات رو ببینم تا ملکه ذهنم بشه و در اون موقعیت مخصوص اونها رو بکاربگیرم. امیدوارم بدردتون بخوره.

آخرین نکته‌ایی هم که به ذهنم میرسه بگم، ببینید فیلم دیدن خیلی برای تقویت زبان خوبه. ولی بنظرم سریال دیدن از اونم بهتره. چون در یک سریال یک سری لغات و اتفاقات با گویش و لهجه مشابه هی تکرار میشه و شما بعد از دیدن چند قسمت خیلی لغت و اصطلاح و جمله یادمیگیری ولی در فیلم نویسنده ها مختلف‌ان و لهجه‌ها هم متفاوته، تا بیای یه لغت بفهمی رسیدی به پایان و باز در فیلم بعدی هم همین تکرار میشه. پس اگر میبینید برای تقویت لیستنینگ، حتما سریال ببینید. بعدشم، حتما تکلیفتون رو با خودتون مشخص کنید که کدوم اکسنت (لهجه) امریکن یا بریتیش رو میخای بحرفی. چون قرار در بلند مدت شما به یک چیز خوب برسی. مثلا من چون خیلی تحت تاثیر باراک بودم و هستم، عشم اینه که یه روزی مثل اون بتونم بحرفم و مطمئنم میتونم. البته از زبان یه هدفه دیگه هم دارم اینه که یه روزی برای روزنامه (The Washington Post) مطلب بنویسم، چون به نوشتن علاقه خاصی دارم. این مجله یه شعار داره برای خودش که دیونم کرد حتی اگر دروغ هم بگن، بازم برای من زیبا و الهام بخش بود، شعارش اینه (Democracy Dies in Darkness).

اینها کل چیزایی بود که تو این دوسال که عشقی ولی هدفمند دارم زبان میخونم دستگیرم شده و بمن که خیلی کمک کرد. نشستم و وقت گذاشتم تا این مطالب رو بنویسم، شاید یه روزی بدرد فقط یکی مثل خودم بخوره، امیدوارم.

آخر کلام اینکه از اساتید بزرگ زبان نیز پوزش می‌طلبم، امیدوارم این عزیزان گمان نبرند من یه وقت پا تو کفششون کردم، نه. بنده رشته‌ام ریاضی است و از زبان فقط می‌دانم که زیاد بلد نیستم، ولی خیلی مشتاقم که بلد شم.

برای ورود به این کانال یا اینجا رو کلیک کنید یا آدرس sapp.ir/englishcorner را کپی و یا englishcorner را برای خودتان در اپ سروش جستجو کنید.

پی‌نوشت: بنده خیلی از دوستان و عزیزان پوزش می‌طلبم، اگر متن این پست را با زبان محاوره‌ای و گفتاری نوشتم، نه نوشتاری. هدف فقط القاء یک حس راحتی، صمیمیت و دوستانه بود.

درباره‌ محمد فزونی

محمد فزونی
محمد فزونی، دانش آموخته دانشگاه خوارزمی (تربیت معلم) تهران در مقطع دکتری تخصصی رشته ریاضی محض، گرایش آنالیز، شاخه تابعی و هارمونیک است. تحصیلات دانشگاهی خود را از دانشگاه پیام نور گنبدکاووس آغاز نمود، سپس برای دوره کارشناسی ارشد به دانشگاه خوارزمی (تربیت معلم) تهران رفت. ایشان در حال حاضر عضو هیات علمی دانشگاه گنبد کاووس و مدیر گروه ریاضی و آمار در این دانشگاه هستند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*